توصیف پدر حسین رونقی از سالن ملاقات اوین: همه خانواده‌ها گریه می کردند؛ بچه‌ها را کتک زده بودند

حسین رونقی ملکیسید حسین رونقی ملکی یکی از دهها زندانی است که در حمله روز پنجشنبه مورد ضرب و شتم قرار گرفت. پدر وی پس از ملاقات امروز خانواده ها با زندانیان بند ۳۵۰ اوین می گوید پسرش را با باتوم کتک زده بودند.

رئیس سازمان زندان ها هرگونه ضرب و شتم زندانیان را از اساس تکذیب کرده، اما سید احمد رونقی ملکی با وحشتناک توصیف کردن حال و هوای امروز سالن ملاقات زندان اوین، از گریه های خانواده هایی می گوید که فرزندشان را در شرایطی دیده اند که همه کتک خورده بودند.

گفت و گوی کلمه با پدر حسین رونقی را بخوانید:

آقای رونقی، امروز روز ملاقات هفتگی بند ۳۵۰ بود. شما با فرزندتان ملاقات داشتید؟ او را دیدید؟

ما الان جلوی زندان هستیم. من رفتم و با حسین ملاقات کردم. خانواده زندانی ها هم الان بیرون درب اوین ایستاده اند. همه را بیرون کردند. از حدود ۲۰-۲۵ نفر زندانی هیچ اطلاعی در دست نیست، خیلی هایشان زخمی شده اند و به بیرون از بند منتقل شده اند. الان خانواده هایشان اینجا سرگردان اند. پسرم حسین را با باتوم کتک زده بودند، به سرو دستش ضربه زده بودند.

از پیگیری هایی که در مجلس داشتید نتیجه ای نگرفتید؟

ما دیروز با نمایندگان مجلس ملاقات داشتیم، قرار بود آقای مطهری بیاید و از نزدیک ببیند اما متاسفانه هنوز کسی نیامده.

مشخص هست که چه کسی عامل حمله به زندانیان بوده؟

دستور این حمله را سرهنگ امانیان داده. بچه های ما را به طرز وحشیانه ای کتک زده اند. او تهدید کرده بوده که ما باز هم می آییم. جان بچه های ما در خطر است.

این را خود زندانیان گفتند؟ چون سازمان زندان ها که از اساس تکذیب کرده. خود زندانی ها دقیقا به شما چه گفتند؟

یک سری لباس شخصی رو برده اند توی سالن و بهشان گفته اند که بچه های ما را بزنند. من رفتم پسرم را دیدم، می گفت جانمان در خطر است. من از همه انسان ها، از همه نهاد ها، از هر کسی که می تواند، درخواست کمک دارم. جان بچه های ما در خطر است. قبل از این که حادثه ای دوباره رخ بدهد باید کاری کرد. از نمایندگان، از آقای مطهری تقاضا داریم که سریعا وارد عمل بشوند.

ماموران زندان با شما و خانواده های زندانیان چه برخوردی داشتند؟

ما را از سالن ملاقات بیرون کردند و الان که جلوی زندان ایستاده ایم، ماموران دور ما را گرفته اند. حال خیلی از خانواده ها امروز اینجا بد شده. همه گریه می کردند. آمده اند اینجا، بچه هایشان را دیده اند در وضعیتی که همه کتک خورده بودند. شرایط اینجا امروز خیلی وحشتناک بود….