Menu +

مجلس صبح چهارشنبه ۱۰-۱۲-۹۰ (تربیت فرزندان-خانم‌ها)

 مجلس صبح جمعه ۵-۱۲-۹۰ (اهمیت پیشگیری-انعکاس مصلحت فردی در جامعه-خانم‌ها)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

قاعده‌ای است، حالا به اصطلاح فیزیک و شیمی می گویند، ولی ما بیشترِ این قوائد را از طرف اسلام و از ایرانی ها می دانیم،منتها اسم آنرا را عوض کردند، اسم جدیدی گذاشتند. وقتی داستان پیر چنگی را می گفتند بعداً یکی از خانم ها راجع به آن ،نمی دانم یک فیلم یا نمایش یا شعر بود که در مورد آن حرف می زدند و در دنیا خیلی مهم شده بود،دیده بود. همه هم نگاه کرده بودند. به من نامه نوشتند که ما این حرف شما را شنیدیم آنجا را هم دیدیم،دیدیم از شما خیلی روشن تر و صریح تر است، منتها شهرتش از آنهاست.از دستگاه‌های تبلیغاتی است البته فرق نمی کند، فقط تفاوت آن در این است که اگر مسائلی که به اصطلاح به صورت قاعده و رسم می گویند، بگویند که از کجا گرفتیم ، یک جنبه ی شاگرد و استادی پیدا می شود و شاگرد باید همیشه به استاد احترام بگذارد. به قول علی (ع) که می فرماید: «من علّمنی حرفاً فقد صیّرنی عبداً»، هر کس یک کلمه به من یاد بدهد من بنده او هستم. این نکته را فراموش می کنند و آن نکته این است که در تربیت، شما فرزندتان را تربیت می کنید، حالا این جنبه خوب آن را می گویم، بچه ای خوب است که مطابقِ میل پدر و مادر باشد، معلوم نیست بین پدر و مادر و عقیده آنها خوب باشد. تربیت صحیح این است که از همه یک چیزی یاد بگیرد، آن وقت خودش تصمیم بگیرد، منتها آن افراد نمی گویند که ما از کجا یاد گرفتیم، تمام کلیله و دمنه‌ و قسمت‌هایی از مرزبان نامه و کتاب دیگری که الان اسمش فراموشم شده و کتاب‌های خیلی متداول قدیمی که ما می خواندیم همه اینها به صورت شعر از فرانسه در آوردند، اسمش فابل (fable) گذاشتند حکایت پندآمیز را فابل می گویند.مطلب دیگری که میخواستم بگویم این است که همه ی این حکایات و قصه ها در کتاب ها هست در خودِ مثنوی به خصوص که من گفتم بخوانید کسانی که قلم شیوایی دارند و چه بهتر اگر در سلوک هم خالص باشند و راه رفته باشند ، مثنوی را یک بار بخوانید آنچه که از داستانهای آن می خوانید، به صورت کتاب در آورید. یک شخصی بنام مهدی آذر یزدی این کار را انجام داده و بسیار هم خوب است، خودش مرحوم شده و بعضی ها الان هم هستند و من می بینم.اگر می توانید کتاب هایی برای بچه ها منتشر کنید و به اصطلاحِ عمده، تربیت آنها را به گردن بگیرید. بنویسید که در اوضاع سیاسی بچه ها را چه کار کنیم ؟ از طرفی اوضاع سیاسی و به قولی این جریان سیاست به اندازه‌ای پیچیده است که تمام خصوصیات اخلاقی زشت در بین این تربیت ها وجود دارد. اگر بگوییم که اصلاً بچه را به این مسائل ربط ندهید آخر این هم غلط است، برای اینکه بچه بالاخره در این دنیا ،در این جامعه ی ما یا در هر جامعه ای می خواهد زندگی کند. باید تربیت را منطبق با وقایع هم کنید منتها برای فرزندانتان هیچ واقعه ای را بدون شرح نگذارید ، کتاب هایی که فرزندتان می خواند، شما هم بخوانید ببینید کجاهایش اشتباه هست به او بگویید این مسئله ی دقت در آموزش و تربیت و اینکه هیچ چیز را همینطوری بدون دلیل قبول نکنند ، مرحوم آقای نورعلیشاه خیلی به این مسئله توجه داشتند اولین کتابی که در ایران برای بچه ها نوشته شده که بعد حالا رسم شده، ایشان نوشتند. البته متناسب با روحیه ی بچه های آن زمان و مکان است، ولی به هر جهت اولین قدم را برداشتند. حاج آقای نور نژاد، کوچکترین فرزندشان نبودند ،ولی فرزندی که درک مطلبی کند کوچکترین بودند. خودشان همیشه این فرزند را، آقای نور نژاد را همراه می بردند که در مجالس وارد بشوند. بعد آقای نورنژاد گفتند، مثلاً وقتی درس لغت میخواندیم، می گفتند امروز فلان شخص به دیدن من می آید ، بیا بنشین اگر در عباراتش غلطی ببینی و بعداً به من بگویی، چهار پول جایزه داری. بعد یک روز فرمودند امروز من خودم صحبت می کنم گوش بده، اگر اشتباهی کردم بعد یادداشت کن به من بگو ،برای این یادداشت ها و هر اشتباهی را که بگیری یک قِران(واحد پول زمان قدیم) جایزه میدهم، آن چهار پول بود این یک قِران. بعد که به منزل برگشتند پرسیدند که تو اشتباهی از من نگرفتی؟! گفتند نخیر! خیلی گوش دادم اشتباهی متوجه نشدم، گفتند بی خود می گویی فلان لغت را عمداً برای اینکه ببینم میفهمی یا نه من اشتباهی گفتم. منظور این یک مسئله ی خیلی ساده‌ای است، ولی فرمایش علی(ع) را به خاطر می آورد که به همه توصیه کرد، گفت: فرزندانتان را برای آتیه ، تربیت کنید، نه برای حالای خودتان. البته برای آتیه تربیت کنید نه اینکه چون در جامعه، فسق و فجور و دروغ و ریا فراوان است، آنها را به او یاد بدهید،نه! به او یاد بدهید که در جامعه این مسائل هم وجود دارد. البته مسئله تربیت، طبیعی است که پدر و مادر فرزند را بر حسب آنچه خودشان هستند تربیت می کنند، یعنی یک پدر و مادر یهودی مسلماً اگر بچه‌ای داشته باشند یا بچه‌ی کوچکی به آنها بدهند ، منطبق با قواعد اسلام پرورش نمی دهند ، مطابق با قواعد خودشان پرورش می دهند، اگر خیلی در این قسمت متحجر یعنی فشرده و قشری باشید ، به هیچ وجه جامعه پیشرفت نمی کند بلکه باید دریچه ای برای تفکر انسان باز گذاشت ،علی (ع) فرمود که: از حقوقی که حکومت ،حاکم یعنی خلیفه بر مردم دارد و حقوقی که مردم بر خلیفه دارند فرمودند حقی که خلیفه بر مردم دارد یعنی آنچه من از مردم میخواهم این است که امر به معروف و نهی از منکر حتی در مورد من هم به کار ببرند، یعنی علی(ع) اجازه داد، که امروز اسمش در جهان پایدار است ، برای اینکه مباحثه کنند بپُرسند خیلی مسائل یاد بگیرند بنابراین شما هم فرزندانتان را انشاالله به همان نحوی بار بیاورید که بتوانند از همه انتقاد کنند،همه را نقد کنند انشاالله.