Menu +

دسته: گنجینۀ سخن

گنجینهٔ سخن

الکامل من کان طریقا لجریان النعوت الالهیه: کامل کسی است که راهی برای جریان افتادن صفات الهی می‌باشد. محی‌الدین عربی *********** فاذا عرفته قطع عنک کل شیئ فاذا لم تر فی کل شیئ غیره اعطاک کل شیئ: هرگاه او را بشناسی، هر خیری را از تو قطع می‌کند و هنگامی که در هر چیزی جز او را ندیدی، هر چیزی را به توعطا می‌کند. محی‌الدین عربی *********** روزه‌ی شریعت زمانی معین و پایان‌پذیر دارد ولی روزه‌ی […]

گنجینهٔ سخن

حیوان به سَر زنده است.آدمی به سِرّ زنده است.هر که به سَر زنده است؛ بل هُم اَضَل.هر که به سِر زنده است؛ و لقد کرمنا.آخر سِر در این سَر و کله کی گنجد؟چون در این‌جا نگنجد من چه کنم سَر را؟ شمس تبریزی *********** بسیار سفر باید تا پخته شود خامی                               صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی گر پیر مناجاتست ور […]

گنجینهٔ سخن

شاه از بهرِ دفعِ ستمکاران است و شحنه برای خون‌خواران و قاضی، مصلحت‌جویِ طرّاران. هرگز دو خصمِ بحق راضی پیشِ قاضی نروند. (۱) چو حق معاینه دانی که می‌بباید داد                             به لطف بِهْ، که به جنگ‌آوری و دل‌تنگی(۲) خراج اگر نگزارد کسی به طیبتِ نفس                                   به […]

گنجینهٔ سخن

برای کشف اقیانوس‌های جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشید. این جهان جهان تغییر است نه تقدیر. تولستوی *********** درباره‌ى بُرد و سودورزى حقیقت این است که مردم نه فقط دور میز رولت و بساط قمار، بلکه همه جا همیشه سعى مى‌کنند که چیزى از چنگ حریف بیرون آورند و در جیب خود بگذارند.  فیودور داستایوسکى   *********** وقایعی هستند که فقط چون ما از آنها می‌ترسیم اتفاق می‌افتند. اگر ترس ما آنها را احضار نمی‌کرد، […]

گنجینهٔ سخن

وجود در ابتدا ظلمت شدید است و چون اندکی صفا یابد در مقابل تو به شکل ابری سیاه درمی‌آید… کم کم که دایره وجه صافی شود و همچون چشمه‌ای که از آب، از انوار لبریز گردد، سالک جوشش انوار را از صورت خود احساس می‌کند و جوشش نور از میان دو چشم و دو ابروست. سپس چون صورت به تمامی در انوار مستغرق گردد. در مقابل تو به موازات صورت تو چهره‌ای همانند آن ظاهر […]

گنجینهٔ سخن

مرا عادت این است که کسی آمد بَر من، می‌پرسم که ای خواجه! تو می‌گویی یا می‌شنوی؟اگر بگوید: می‌گویم؛ سه شبانه‌روز پیاپی می‌شنوم تا بگریزد و مرا رها کند.اگر بگوید که: من می‌شنوم، آن وقت من می‌گویم. شمس تبریزی *********** گفت: بنده کی راضی بود؟ گفت: آنگاه که از محنت شاد شود، چنانکه از نعمت. رابعه عدویه *********** در دیدگاه عین‌القضات سالک در راه رسیدن به حق طی چند مرحله در دام کفر و ایمان […]

گنجینهٔ سخن

من این دیدگاه را قبول ندارم که بشریت به طور غم‌انگیزی در شب تاریک نژادپرستی و جنگ گرفتار گردیده است و سپیده‌دم صلح و برادری هرگز به واقعیت نخواهد پیوست. من اعتقاد دارم حقیقتِ «عشق بی قید و شرط» و «عدم جنگ» حرف آخر را خواهند زد. مارتین لوترکینگ *********** خدایا، از هرآنچه انسان بودن را به تباهی می‌کشد، مرا به نداشتن و نخواستن روئین‌تن کن. دکتر علی شریعتی *********** تنها انسانیت را در نظر داشته […]

گنجینهٔ سخن

جناب ابن‌ عربی‌ در التجلیات‌ الالهیه به‌ سه گونه‌ توحید اشاره‌ می‌کند: توحید علم‌ است‌، آن‌گاه‌ حال‌ است‌ و سپس‌ بار دیگر علم‌ است‌. علم‌ نخست‌، توحیدِ دلیل‌ است‌ که‌ همانا توحید عامه‌، یعنی‌ توحید علمای‌ رسوم‌ است‌؛ توحید حال‌، آن‌ است‌ که‌ حق‌ وصف‌ تو باشد، پس‌ او در تو هست‌ و تو نیست‌: «وَ ما رَمَیْت‌َ اِدْ رَمَیْت‌َ وَ لکِن‌َّ اللّه‌َ رَمی‌: چون‌ تیر انداختی‌، تو نینداختی‌، بلکه‌ خدا انداخت‌» علم‌ دوم‌، پس‌ از […]

گنجینهٔ سخن

سلطان‌العارفین بایزید بسطامی می‌فرماید:هیچ کس برمن چنان غلبه نکرد که جوانی از بلخ مرا گفت یا بایزید حد زهد شما چیست؟من گفتم چون بیابیم بخوریم و چون نیابیم صبر کنیم.گفت: سگان بلخ همین صفت دارند.پس من گفتم حد زهد شما چیست؟گفت: ما چون نیابیم صبر کنیم و چون بیابیم ایثار. شیخ اشراق(سهروردی) / عوارف‌المعارف *********** هیچ عملی بکار نیاید الا جلاء دل. و جلاء دل به تقوی و دوام ذکر و نفی خاطر است از هر نیک […]

گنجینهٔ سخن

ارادتِ بی‌چون یکی را از تختِ شاهی فرو آرد و دیگری را در شکمِ ماهی نکو دارد. (۱) وقتی‌ست خوش آنرا که بود ذکرِ تو مونس  ور خود بود اندر شکمِ حوت چو یونس (۲) سعدی ۱. بزرگی و منزلت خداوند به گونه‌ای است که می‌تواند پادشاهی را از تختِ شاهی برگیرد و بنده‌ای را در شکم ماهی حفظ کند. (اشاره دارد به داستان یونس پیامبر و زنده ماندن در شکم نهنگ)۲. حوت: ماهی *********** چو از […]

برگهٔ بعد »