Menu +

دسته: گفتار صوفیان

حکایت مرموزه

از رساله جامع‌الاسرار –  حضرت نورعلیشاه اصفهانی (طاب ثراه)    عارفی دید دنیا را درعالم رؤیا دختر جمیله‌ای با قامت رعنا؛ داغ‌هایش بر جبین مبین و جراحت‌ها بر پشت پای نگارین.  پرسید که این داغ چراست؟ و این جراحت از کجاست؟  گفت: بسیاری از جوانمردان هستند که از شراب قرب الهی مست‌اند. گلِ مراد نچینند جز از گلشن و غنچه‌ی دل نشکفند جز به نسیم عنایت چندانکه باب طلب به خواستگاری ایشان می‌گشایم و جبین مبین […]

در بیان اُولِی‌الاَمر

از کتاب بستان‌السیاحه حضرت آقای حاج زین‌العابدین شیروانی مستعلیشاه (طاب‌ ثراه)  مفسّرین در آیه‌ی‏ «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ‏» اختلاف نموده‌‏اند. جمعى برآنند که اولوالامر قرآنست و بعضى بر اینند که اولوالامر خلیفه‌ی زمانست و خلیفه پادشاه ایران و تورانست. عارفى گوید: که اولوالأمر آفتاب گردانست نه آفتابه‏‌گردان و قاسم دوزخ و رضوانست نه حاکم قم و کاشان است. اولوالأمر از دو کون آزاد است نه آنکه دل به […]

تأثیر شیخ نجم‏‌الدّین کبرى بر عرفان و عارفان شیعى

محمودرضا اسفندیار ۱ـ هم‌‏ریشگى تصوّف و تشیّع  اگر اندکى چشم از تعریف فقهى و کلامى تشیّع برگیریم و ابعاد معرفتى و درونى را نیز در این امر لحاظ کنیم تا اندازه‌‏اى به مقصود نزدیک مى‏‌شویم. آنچه عموماً به‏‌عنوان ملاک تشیّع در نظر گرفته مى‏‌شود تنها معیارهاى فقهى و کلامى است که بیشتر دربرگیرنده صورت و ظاهر است. البتّه مراد غفلت از این ابعاد نیست بلکه منظور این است که باید توجّه داشته باشیم آنچه در […]

صالحیه

حضرت آقای حاج ملاعلی گنابادی نورعلیشاه ثانی (طاب ثراه) یک شخص در جنگ به لباسی و در قضاوت به لباسی و در زراعت به لباسی درآید، اما همه یک باشد، اگرچه آن کس که او را در لباسی دید او را در همان لباس در نظر دارد و شاید در غیر آن نشناسد، مگر شخصی نقّاد.پس اگر جلوه را در مظهری دیدی او را محصور منما و دیگران را بیگانه مشمار. عَدَدُ الطُّرُقِ اِلَی اللهِ […]

معشوق در دل عاشق

مولانا جلال‌الدین بلخی (قدس سره) هر جا که باشی و در هر حال که باشی جهد کن تا محب باشی و عاشق باشی. و چون محبت ملک تو شد، همیشه محب باشی در گور و در حشر و در بهشت، الی مالانهایه. چون تو گندم کاشتی، قطعاً گندم روید و در انبار همان گندم باشد و در تنور همان گندم باشد. مجنون خواست که پیش لیلی نامه نویسد. قلم در دست گرفت و این بیت […]

رسالهٔ الفت‌‏نامه‏ – ملا محسن فیض کاشانی

بسم اللّه الرحمن الرحیم‏. ربنا ألّف بین قلوبنا و قلوب اخواننا بحبل طاعتک و طاعه الرسول و اعنا و ایاهم على أداء الحقوق التی أوجبت علینا جمیعا ثم تقبل ذلک بحسن القبول و صلّ على المصطفین من عبادک و خصوصا محمّد و علی و أهل بیتهما من ذرّیه البتول.  و بعد فیقول الساعى فی جمع شمل الاخوان فی اللّه تعالى و نظم سلسله الالفه فی رضاء اللّه تعالى، «محسن بن مرتضى» الملقب بفیض افاض اللّه علیه […]

رسالهٔ درویشیه

میر سیدعلی همدانی   بسم اللّه الرّحمن الرّحیم‏ و به نستعین. الحمد للّه حق حمده و الصلاه على خیر خلقه. اما بعد قال اللّه تعالى‏ یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ و قال جلت عظمته‏ وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ.    حضرت صمدیت عز شأنه مى‌‏فرماید که ما که خداوندیم احکام آیات کلام مجید را بجهت شفاء علتهاء مؤمنان فرستادیم تا هر آیتى از آیات کلام […]

لمعات علاءالدوله‏ سمنانی

بسم الله الرحمن الرحیم‏. الحمد لله رب العالمین، و الصلاه على خیر خلقه محمد و آله أجمعین‏.  لمعه  بباید دانستن که مفید چون آهنگر است و مستفید چون آهن، و ارادت چون شاگرد آتش‌افروز، و کلمه لا إله الا الله چون آتش. پس تا آتش نباشد و آتش‌افروز نباشد هر سندانى که آهنگر بر آهن زند هیچ کارگر نباشد. اما اگر آتش باشد و آتش‌افروز باشد، آهنگر بزودى از آن آهن آلتى که مطلوب است […]

در باب خاموشی

منبع: رسالهٔ قشیریه – شیخ ابوالقاسم قشیری عقبه بن عامر گوید گفتم یا رسول‌الله نجات اندر چیست؟ گفت زبان نگه دار و با مردمان نیکوکار باش و بر گناه خویش گریه کن. استاد امام گوید: خاموشی سلامت است و اصل آنست و بر آن ندامت باشد چون وی را از آن بازدارند. واجب است که فرمان شرع در آن نگاه دارد، و خاموشی در وقت خویش، صفت مردانست چنانک سخن اندر موضع خویش از شریف‌ترین خصلت‌هاست. سهل […]

مراتب فقر

بدانکه‌ فقر دو گونه است:  یکی فقری است که رسول خدا از آن به‌ خدا پناه می‌برد! و دیکر فقری که‌ رسول خدا به آن افتخار می‌کند! آن نزدیک به کفر، و‌ این نزدیک به حق است! اما آن فقر که به کفر نزدیک‌ است، فقر دل است! و آن آن است که هفت صفت فقر که: علم، حکمت، اخلاص، صبر، رضا، تسلیم و توکل است، از دل ببرد، تا دل از آن‌ها فقیر و […]

برگهٔ بعد »