Menu +

عروس امام خمینی گفته است: اگر سیداحمد زنده بود، همان حر

فاطمه طباطبایی، همسر مرحوم سیداحمد خمینی، با اشاره به مسائل اخیر پیش آمده گفت: در مسئله اخیر نباید شخص معین و یا صاحب سایت و رسانه‌ای را مقصر اصلی دانست و همه فشارها را بر او وارد ساخت…
فاطمه طباطبایی، همسر مرحوم سیداحمد خمینی، با اشاره به مسائل اخیر پیش آمده گفت: در مسئله اخیر نباید شخص معین و یا صاحب سایت و رسانه‌ای را مقصر اصلی دانست و همه فشارها را بر او وارد ساخت، بلکه موضوع اصلی به جریانی بازمی‌گردد که در تلاش است ـ به گفته و پیش‌بینی امام ـ انتقام خود را از سال ۴۲ به بعد که به دلیل حضور نیرومند امام و امتش نمی‌توانست جلوه بارز داشته باشد، بگیرد.

وی افزود: این جریان، دیرزمانی است بر آن است با ایجاد جریانات کاذب و رواج بداخلاقی‌های رازآلود و ایراد تهمت و افترا به نزدیکان و حاملان اصلی فکر و اندیشه و آثار امام، به نوعی خود را بر جامعه حاکم سازد.

طباطبایی گفت: این فکر دور از ذهن نیست که آن جریان در صدد بوده، به نوعی میزان حضور خود را در جامعه محک بزند و حد و حدود آمادگی جامعه را برای تحریف اندیشه امام ارزیابی کند. بدین ترتیب، با دستگیری یک جوان که ممکن است تحت تأثیر القائات فوق قرار گرفته و قادر به کنترل احساسات خود نشده است، مسئله حل نمی‌شود، بلکه باید با یک جریان، به صورت یک جریان برخورد کرد.

وی در گفت‌وگو با «شهروند امروز» با توضیح قانون گرفتن مسئولیت در خانواده امام خمینی گفت: ما در خانواده یک قانون داریم و آن هم قانونی است که امام وضع کرده‌اند و خطاب به احمد آقا نوشته‌اند که در جمهوری اسلامی پس از من حتما به تو مسئولیت‌هایی پیشنهاد می‌شود، حتما قبول کن و اگر می‌توانی خدمت کنی، حتما بپذیر، اما یک نکته اساسی در اینجا هست و آن این‌که اگر می‌بینی افرادی می‌توانند آن مسئولیت را انجام دهند، تو پیش‌قدم نشو. این قانون خانواده ماست و این نظر امام است. همه سخن‌های امام درباره پذیرفتن یا نپذیرفتن مسئولیت سیاسی با این قانون قابل جمع است.

وی ادامه داد: یک وقت امام در زمانی که بنی‌صدر می‌خواسته حاج‌احمد آقا را به عنوان نخست‌وزیر اعلام کند،‌ این مطلب را می‌فرمایند که من میل ندارم اطرافیانم در پست‌های دولتی داخل شوند، ولی در همان زمان، احمد را می‌فرستد تا در جلسه سران نظام، عضو دایم باشد.

فاطمه طباطبایی در بیان آخرین دغدغه‌های حجت‌الاسلام سیداحمد خمینی اظهار داشت: یادم است که آن اواخر احمد چند سخنرانی مفصل داشتند. دو، سه تا از آنها در فضای خاصی انجام شد. حتی در یکی از آنها با بغض و گریه گفتند: دلم برای امام تنگ شده است. یک دفعه نیز صحبت از اقتصاد پیش آمد، می‌گفتند، خیلی آسان است، گناه را به گردن خارج از کشور بیندازیم. در حالی که باید مشکلات را با درایت حل کنیم. او از این‌که مردم در فقر باشند، رنج می‌برد و بر این باور بود که هرچند مشکلات مردم زیاد است اما می‌توان آنها را با درایت و مدیریت درست حل کرد.

عروس امام که رهبر کبیر انقلاب او را در اشعار خود «فاطی» خطاب می‌کردند، درباره جبهه رفتن فرزندش سیدحسن خمینی گفت: احمد، حسن را که سیزده ساله بود، تشویق می‌کرد به جبهه برود و یادآور می‌شد یک وقت با خودت نگویی، چرا خودت نمی‌روی، من باید بمانم از امام حفاظت کنم، ولی تو برو؛ این سفره رحمتی است که برای همیشه باز نمی‌ماند. اگر شهید شدی هم چه بهتر. بار اول که سیزده ساله بود، اتفاقا مدتی هم در خط مقدم بود. با این‌که سنش کم بود و آموزش هم ندیده بود، ولی یکی از پاسدارهای بیت او را به خط مقدم برده بود و وقتی به او گفتند آخر او را که آموزش ندیده، چرا به خط مقدم بردی، در جواب گفته بود: اگر شهید شود خوب است از نظر تبلیغی خیلی مفید است! البته بعدها که شانزده، هفده ساله شد به عنوان نیروی بسیجی به لشکر قم رفت که کمی هم شیمیایی شد.