Menu +

مجلس صبح یکشنبه ۱۲-۹-۹۱ (احسان -عدل و انصاف الهی-خانم‌ها)

حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده «مجذوب‌علیشاه»

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

قبلاً معنای احسان را ذکر کردیم و روشن شده است. حالا در مقدمه‌اش باید بگوییم که: وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ، و خشم خود را فرو مى‏برند و از مردم در مى‏گذرند و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. (آل عمران/۱۳۴). کسانی که یک ناراحتی و غیظی از یک نفر دارند. (درجه درجه گفته) درجه اول آن هست که آن غیظ تان را بپوشانید. بعد اگر از این هم بیشتر تکامل پیدا کردید، نه تنها غیظی که نسبت به کسی دارید کظم غیظ می‌کنید. در درجه بعد، بلکه او را هم عفو می‌کنید، یعنی در دلتان هم از او می‌گذرید. بعد باز اگر ترقی کردید، وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ اگر احسان کنید خدا محسن را دوست دارد.
خیلی مشکل است؛ یعنی برای همان کسی که به شما لطمه زده و شما هم مشت گره کردید که بزنید، شیرینی تعارفش کنید، این احسان است. در شعری ناصرخسرو هم می‌گوید: (اشعار ناصر خسرو همه اش نصیحت و حکمت است و حرفهایی که می‌خواسته بزند به شعر گفته است)

شک نیست که هرکه چیزکی دارد / و آن را بـدهـد طـریـق احـسانـست

مالی دارید، بدهید این احسان است. البته آن دنباله‌اش خیلی بحث زیادی دارد. ولی همین قدرش متفق‌القول است. در مقابل یک آیاتی داریم که: وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ، و اى خردمندان شما را در قصاص زندگانى است. (بقره/۱۷۹) آنجا می‌گوید که وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ. اینجا خطابش به همه مردم است : و لکم… که این موارد بیشتر به حکومتی که قران در نظر دارد یعنی یک جمعی که احکام قران را می خواهند اجرا کنند.
یک جا هست که پیغمبر انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق. به این دستور پیغمبر رفتار می‌کنید. چه طوری رفتار می‌کنید؟ می‌گویید: وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ. یک وقت هست که می‌خواهید این جامعه بشری بماند، نه تنها به یک نفر این حرف را می‌زنم ولی همهٔ شما گوش بدهید. این حرف خطاب به همه هست (البته ببخشید منظور من اینجا نیست) حالا شما اگر اینجور استنباط می‌کنید تقصیر خودتان است. برای اینکه جامعه بماند، یعنی حیات جامعه نه اینکه حیات یک نفر! وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ. یعنی قاعده قصاص در جامعه اگر اجرا بشود، حیات شخص نگفته حیات جامعه است وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ. دنباله‌اش خطاب به فرد فرد مسلمانان است. فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ (بقره/۱۷۸)اگر یکی از برادران از برادر دیگرش گذشت کرد چه بهتر. این قسمتش به تک تک افراد برمی‌گردد. خداوند عادل است. در ضمن اینکه عادل است محسن هم هست. وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ، از اول خداوند برای خودش که وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ را کنار گذاشته است. خداوند هیچ وقت نسبت به بندگانش غیظ نمی‌کند. خودش آفریده چرا غیظ کند؟ بنده و مصنوع خودش است. آن دو درجه بعدی بنا بر اراده خودش است که مردم را ببخشد و فرموده است که احسان هم به آنها بکند.
چون ایام عاشوراست. بیشتر این کسانی که آمده بودند که حضرت امام حسین را بکشند، برای خیلی‌ها نیتشان از اول نیت شر بود. خیلی‌ها چون یزید را خلیفه می‌دانستند، نه! اینها تغییر کردند خداوند غیظ که نداشت، از خیلی از اینها عفو کرد، چرا؟ بیخودی عفو نکرد همین طور بگوید این یکی عفو کرد آن یکی نه! حتی خداوند عفو و گذشت خودش را به همه پیشنهاد کرد. حُر نسبت به حضرت دو تا ادب بکار برد. خداوند به همان خاطر عفوش کرد و احسان هم کرد. از آن حالت جهنمی که داشت آن بالای بالای بهشت آورد. بعضی‌ها را دستور دادند به تخلق اخلاق الله یعنی اخلاقش مثل اخلاق الهی بود. درمورد خیلی‌ها می‌گویند. خداوند که می‌‌گوید و الکاظمین غیظ و … خودش هم همین‌طور است قاعدتا باید اینطور هم باشد، برای اینکه همه این حالات مختلف از روح انسان سر چشمه می‌گیرد. خداوند از روح خودش در انسان دمید. وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی (حجر/۲۹). پس جنسش همان روح الهی است. حالا بعد ممکن است شیطانی بشود ولی چون جنسش الهی است همان دستوراتی که خدا داده، یک نمونه‌اش در خود خداوند هم هست. خداوند یک عدلی و یک انصافی و حکمی دارد. فرض کنید دو نفر به قضاوت پیش شما می‌آیند، این یکی از ان یکی طلب دارد، می گوید آقا طلب من را بده، می گوید یک پولی برای زندگیم یک وقتی به من دادی! اینها دعوا می‌کنند و شما هم باید قضاوت کنید، می‌پرسید به چه نیت داده‌ای؟ او می گوید به این نیت قرض داده‌ام که پس بدهد بنابراین تو بدهکار هستی. بعد که محاکمه تمام شد و رفت. به او میگوید تو اینقدر ثروت داری و این شخص به نان شب محتاج است انصاف این است که از او بگذری. اگر از او بگذرد این حکم انصاف است، عدالت نیست. نگویید که عدالت اقتضا می‌کند که تو از این بگذری و چیزی از او نگیری، نه! عدالت همانیست که اول گفتیم. یعنی هر چیزی به جای خودش. و این انصاف است که البته اگر اضافه بر آن احسان هم کردید، وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ. این مرحله احسان در همه جاها می‌شود. یعنی آن درجه‌ای که وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ اینها ممکن است در همه کارهای ما پیدا بشود.
انشاءالله ما هر حالتی که خداوند برایمان می‌فرستد شکرگزار باشیم. انشاءالله