گنجینهٔ سخن

ganjine sokhan

بسم‌الله

گفتن بسم الله از طرف تو به منزله‌‌ی «کُن» یا همان «باش» از سوی خداوند است. چون ایمان آوری بهتر است که بگویی بسم‌الله تا تحقق همه‌ی اشیا با بسم‌الله تو باشد چنانکه با کلمه‌ی «کن» اشیا و موجودات تحقق یابند.

منصور حلاج

***********

ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺣﻖ‌ﺗﻌﺎلی ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺯ ﻧﻮ ﻣﯽﺁﻓﺮﯾﻨﺪ و دﺭ ﺑﺎﻃﻦِ ﺍﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﯾﮕﺮ، ﺗﺎﺯﻩ ﺗﺎﺯﻩ، ﻣﯽ‌ﻓﺮﺳﺘﺪ ﮐﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﻪ ﺩﻭﻡ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ ﻭ ﺩﻭﻡ ﺑﻪ ﺳﻮﻡ. ﺍﻟّﺎ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ‌ﺷﻨﺎﺳﺪ.

 مولانا / ﻓﯿﻪ ﻣﺎ ﻓﯿﻪ

 ***********

این ذوفنون عالم که در فقه و اصول و فروع متبحر است، اینها هیچ تعلق ندارد به راه خدا و راه انبیاء، بلکه پوشاننده است او را...
اول از اینها همه بیزار می‌باید شد، و انگشت برآری: «لا اله الا هو»

شمس تبریزی

 ***********

سخن حقيقی نتيجه‌ی كار و حال است، نه ثمره‌ی حفظ و قال از عيان است، نه از بيان و از اسرار است، نه از تكرار و از جوشيدن است، نه از كوشيدن.

شيخ عطار نيشابوری

***********

چون بمُردم از حواس بوالبشر                                        حق مرا شد سمع و ادراک و بصر

مولانا

اگر خواهی که محرم گردی دیده را از نظر و اغیار پاک دار تا همه او را بیند.
سمع را از همه حدیث‌ها معزول کن تا از هر ذره که در مُلک و ملکوت است کلامِ ازلی شنوی.
هر نهاد که از شیطان خلاص یافت، جز جلال لم یزل در آنجا رخت ننهد.

شیخ عین‌القضات همدانی

***********

ذکر سَهل‌ بنِ عَبدالله التُستَری

گفتند: درویش کِی بَرآساید؟
گفت: آن‌گاه که خود را جُز آنوقت نبیند که در وِی بود.

عطار نیشابوری / تذکرةالاولیاء

***********

روزی عین‌القضات همدانی نوشت: «لاشیخَ ابلغُ من العشق»؛ سالک را هیچ پیری کامل‌تر از عشق نیست. و دیگر روز "ه ی چ" نوشت: جمالِ جلال حق را بگونه‌ای نیکو نشان اهل التباس می‌دهند که تاب و توان دیدن جلال را داشته باشد، که اگر این تلطیف نباشد روح بپرد و جسم بدرد.

چه می‌دانند از اسرار ما
از نوای عنقاء
از طور سینا
و غیرت حق بر اولیاء
چه می‌دانند از جماعت بی‌خویشان
که در کشف، مرآت خویشند ایشان
آن را که از «أخفی» خبرآمده
چون در "خفی" بگوید اهلش تاب نیاورند وهلاک شوند
چه رسد به اهل سِرّ
دیگر، حساب عاشق و عارف و صوفی و عابد و زاهد و فقیه معلوم‌تر.
«هالکون الّا العاملون، و العاملون کلّهم هالکون الّا المخلصون، والمخلصون فی خطر عظیم» همین معنی را دارد.

عطار نیشابوری / تذکرةالاولیاء

***********

بدان حق را پیشگاه‌هایی است و آن پیشگاه‌های صفات است و تشخیص این پیشگاه از پیشگاه دیگر بستگی به حال تو دارد. وقتی به آن پیشگاه عروجت دادند بی‌اختیار تو، نام آن و صنعش را بر زبانت جاری می‌سازی تا آنجا که تو به گرد آن پیشگاه و صفتش برمی‌آیی.

شیخ نجم‌الدین کبری

***********

من آن جویبار کوچکی هستم که از سرچشمه «وَ نَفَختُ فيه مِن روحی» می‌جوشد و در اقیانوس «انا الیه راجعون» که در دوردست‌ها برایش آغوش گشاده است محو می‌شود و در پایان آنچه می‌ماند اقیانوس است.

حسین منصور حلاج

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد

حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه)

دیداری و شنیداری

حقوق / سلامت و جامعه

درس نامه

تماس با ما / پیوند ها