سرو رشید ادب

rashid yasemi96دکتر محمدعلی سلطانی

اشاره: این نوشتار به مناسبت ۱۸ اردیبهشت، سالگرد درگذشت دانشمند ادیب، مرحوم استاد غلامرضا رشید یاسمی و انتشار کتاب «سرو رشید» یادنامه رشید یاسمی به دوستداران علم و ادب تقدیم می‌شود.

 باغ امسال، برگ و بار نداشت                             هیچ سالی چنین بهار نداشت

 گل بخندید و نوبهار نبود                                 باغ بشکفت و غیر خار نداشت

 باد یک چند گل ز بستان بُرد                              بوستان دید، صد هزار نداشت

 شیر گردون شکار خوبی کرد                              سالها این‌چنین شکار نداشت

 نظم جان داد و غیر جان دادن                            چاره‌ای در غم «بهار» نداشت

 نثر خود کُشت و بی «هدایت» هم                              راهی الای انتحار نداشت

 رفت دنبال نثر و نظم «رشید»                     که جز این در جهان شعار نداشت…

 ای «رشید» عزیز من که هنوز                          روی تو رنگی از مزار نداشت

 زود کردی سفر که شهر سخن                           چون تو بسیار شهریار نداشت

 هرچه اندیشه می‌کنم با خود                                 مرگ در خانه تو بار نداشت

 تاری از موی تو سپید نبود                              ماهی، از بوسه تو عار نداشت

 کس چه داند؟ بسا دلا که هنوز                             بر سرِ عشقِ تو قرار نداشت

 کار مرگ تو، هیچ جز این نیست                         که جهان کارش اعتبار نداشت

 بر تو نالید نثر و بود سزا                         زانکه کس چون تواش به کار نداشت

 بر تو گریید شعر و حق با اوست                  که کسی چون تو حقگزار نداشت…

 بر تو گریم از آنکه ملک سخن                          چون تو بس مرد نامدار نداشت

 بر هنر گریه‌ها کنم، که هنر                            چون تو فرزند بی‌شمار نداشت…

 بیتی آرم به مرگت از مسعود                               کانچنان بیت شاهوار نداشت:

 «ماتم روزگار داشته‌ام                                  که دگر چون تو روزگار نداشت»

 ورنه گریه به مرگ تو نه‌سزاست                        زانکه کس عمر پایدار نداشت

 گریه بر این دیار باید کرد                                   که تنی فکر این دیار نداشت

 کس در این باغ، شاخ نو ننشاند                    کس در این کشت روی کار نداشت

 لاجرم هر بزرگی از وی رفت                                   جانشین بزرگوار نداشت

 وای بر جنگلی که هر کُهنش                              شاخه‌ای تازه در کنار نداشت

 (دکتر مهدی حمیدی شیرازی، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۳۰)

 قرار بود هیجدهم اردیبهشت، سالروز درگذشت استاد کم‌نظیر، شادروان غلامرضا رشید یاسمی پس از قریب چهل سال سکوت سخت و دل‌آزار، در مرکز زادگاهش ـ شهر کرمانشاه ـ برگزار شود که جفای مضاعف بر فرهنگ آن سامان، این حرکت بایسته و ضروری را متوقف ساخت. رشید یاسمی امروز همانند ده‌ها اسم تاریخی و فرهنگی و علمی و دانشگاهی جز در خاطره خواص، در جامعه جوان به فراموشی سپرده شده است. همزمان با آغاز به کار دولت اخیر، با تدبیر دانشی‌مردان و امید استعدادهای جوان، موجی از احیای آثار و مآثر و یاد بزرگان فرهنگ و ادب کرمانشاه به شیوه‌ای شایسته و ماندگار برگزار گردید و یادنامه‌هایی وزین و ارزشمند در این باره چاپ و منتشر شد[۱] و شهر می‌رفت تا از بی‌هویتی در بحران هویت به فضای شناخت و هویت تاریخی و فرهنگی خود پا بگذارد که تصمیماتی همه چیز را برهم زد و…

 استاد غلامرضا رشید یاسمی نام و یادش با سنگ بنای دانشگاه تهران، ادبیات معاصر، ترجمه از زبان‌های اروپایی، تاریخ‌نگاری نوین، دستور زبان فارسی، تصحیح علمی متون شعر و ادب، عرفان اسلامی، فرهنگستان اول، سرودن شعر و ابداع و ابتکار در قوالب شعری، تدریس در دوره‌هایی تکمیلی در سرآغاز تحول علمی و فرهنگی ایران در دوره معاصر پیوندی ناگسستنی دارد.

 در عوارض جبران‌ناپذیر پس از جنگ تحمیلی و ایجاد ویرانگر گسست‌های اجتماعی و فرهنگی در شهر کرمانشاه، سیاستگذاری‌های ناصواب همانند سایر مناطق جنگی و جنگزده با بینش تک‌بُعدی افراد جنگ‌ ندیده مواجه شد که آبادی خویش را در ویرانی ملک و ملت جستجو می‌کردند، خیابانی را که به اسم رشید یاسمی نامگذاری شده بود، تغییر دادند،‌ دبیرستانی که به نام او شهرت و عنوان داشت، پس از تنزل به مدرسه راهنمایی، طولی نکشید که منحل شد و دیگر از رشید یاسمی جز نامی در کتاب‌ها برجای نماند، در حالی که خوشبختانه هنوز در تهران خیابانی به موازات نمایشگاه بین‌المللی به نام وی مزین است.
نگارنده هرچه جستجو کرد که گناه رشید در دیدگاه تخریب‌گران فرهنگی چیست، نشان و اثری جز ناآگاهی عاملان نیافت؛ اما در سطح شهر با اسم‌هایی عجیب چون «بلوارزن»، «بلوار حقیقت» و… مواجه هستیم که پیدا نیست این عناوین چه هویتی برای جامعه جوان می‌آورد و چه نقشی در اعتلای اندیشه زن و مرد می‌تواند داشته باشد. این قلم در هر فرصتی ستم بر این بزرگ را یادآور می‌شد و آنچه به‌ جایی نمی‌رسید، فریاد بود، تا عاقبت گوش شنوایی پیدا شد: دکتر ابراهیم رحیمی زنگنه در راستای سایر اقدامات علمی و فرهنگی خود، بزرگداشت و تألیف یادنامه‌ای برای رشید را وجهه همت خود قرار داد و با یاری سهیل یاری ـ دانشجوی دوره تکمیلی ادبیات فارسی دانشگاه رازی که جوانی جویا و پویاست ـ این مهم را به انجام رسانید و امروز خبر انتشار آن‌ را دریافت نمودم. این یادنامه شایسته و بایسته را که «سرو رشید» (یادنامه غلامرضا رشید یاسمی) نام دارد، انتشارات «دیباچه» در ۸۲۰ صفحه چاپ و منتشر کرده است. بخشی از مقالات این یادنامه به قرار ذیل است:

۱ـ رشید یاسمی (یحیی آرین‌پور)، چگونه شاعر و نویسنده شدم (رشید یاسمی)، شعر رشید یاسمی و رستاخیز ادبی ایران (محمدامین ریاحی)، کلید معانی (غلامحسین یوسفی). ۲ـ یکی از مآخذ تمثیلات مثنوی (محمدرضا شفیعی کدکنی)، پیشنهاداتی در باب برخی از ابیات دیوان مسعود سعد (محمود امیدسالار)، بررسی و تحلیل عناصر بلاغی و زبانی در ادبیات طنزآمیزی از غزل‌های اقبال لاهوری (اسماعیل امینی)، بر کران گزارش‌های دریاوش گلستان شیخ سعدی (جویا جهانبخش)، جایگاه رشید یاسمی در دوره‌های آغازین تحقیقات ایرانی (مهرداد چترایی)، واکاوی سنت و تجدد در آثار رشید یاسمی (سیما داد)، اسکندرنامه‌نگاری در ادب فارسی (حسن ذوالفقاری)، خطاگرفتن بر نظم سعدی افصح‌المتکلمین (جمشید سروشیار)، احوال و آثار و مآثر میرزا کلهر (محمدعلی سلطانی)، جستجویی در برخی نسخه‌ها و کاتبان شاهنامه (علی شاپوران)، صنعت‌پردازی در شعر تیموری (قهرمان شیری)، تطبیق برخی از مثل‌های کردی با امثال و حکم فارسی و عربی (فرزاد ضیایی)، موره کیوانی (میرجلال‌الدین کزازی)، عاطفه در ادبیات (علی محمدی)، شرح ملامحمد مهدی نراقی بر ابیاتی از دیوان انوری (سعید مهدوی‌فر)، مصرع چهارم رباعی (سیدعلی میرافضلی) و …

 حیات رشید

 غلامرضا رشید یاسمی در سال ۱۲۷۵شر ۲۸ جمادی‌الثانی ۱۳۱۴ق در کرمانشاه متولد شد. پدرش محمدولی‌خان میرپنج فرمانده فوج گوران قلعه زنجیری و نواده حسین‌خان سرتیپ (سردار معظم) است. سلسله و تبار استاد رشید یاسمی را بر اساس منابع مکتوب تاریخی و آئینی تا اواسط قرن هشتم فرا چشم داریم[۲] و ریشه تاریخی ایل گوران به صراحت در متون تاریخی معتبر، از جمله مجمل‌التواریخ و القصص تألیف ابن شادی اسدآبادی و تصحیح شادروان ملک‌الشعرا بهار می‌توان دید[۳] و نیز در جغرافیای شاهنامه فردوسی نامی آشکار است.

 گوران از لحاظ اصالت و قدمت و مرزداری و ایران‌مداری ارجح بر اکثر قریب به اتفاق ایلات و طوایف کوهپایه‌ای زاگرس است. فرهنگ و هنر کُرد در حوزه ادبیات و شعر و موسیقی و تاریخ و آداب و رسوم باستانی در جغرافیای گوران نگاهبانی شده است و سایرین بهره‌ورانی در حواشی این منطقه‌ی اهورایی محسوب می‌شوند و یا در سیر تطور جزء‌هایی جداشده از گوران می‌باشند…

 محمدولی‌خان که شاعر و خوشنویس و نقاش و موسیقی‌دان بود، در جوانی درگذشت و فرزند خردسالش در سایه تربیت نیای مادری پرورش یافت. شادروان محمدباقر میرزای خسروی شاعر و نویسنده و ادیب نامدار از سلسله قاجار که به تأیید کتاب «از صبا تا نیما»، «پدر رُمان تاریخی ایران» شناخته می‌شود، نیای مادری رشید یاسمی است.

 استاد رشید یاسمی که به فرموده خود «به بلای خانمانسوز فهمیدن دچار بود»، از اوان کودکی به تحصیل علوم متداول زمان پرداخت.
شادروان استاد جلال‌‌الدین همایی درباره او می‌نویسد: «…علاوه بر فنون ادبیت و تاریخ که رشته تخصصی او محسوب می‌شد، از علوم منطق و فلسفه و کلام نیز بهره داشت. مخصوصاً فلسفه و عرفان شرقی را به اندازه‌ای که برای ادیبان فاضل دربایست است، نزد فضلای قدیم تحصیل کرده بود. تاریخ ادیان و مذاهب و فن معرفت ملل و نحل را هم مدتی در دانشکده ادبی و معقول تدریس می‌کرد. در تصحیح دواوین و شرح احوال گویندگان قدیم اهلیت تحقیق و اظهارنظر داشت؛ نمودار این هنرش دیوان مسعود سعد است که با تصحیح و مقدمه و تعلیقات وی به طبع رسیده و از نُسخ چاپ‌شده‌ی دیگر صحیح‌تر و کامل‌تر است. دو زبان انگلیسی و فرانسه را به‌‌خوبی می‌دانست و از هر دو به زبان فارسی فصیح بلیغ ترجمه می‌کرد. خط و زبان پهلوی را هم به ‌اتفاق عده‌ای از فضلای معاصرش مانند ملک‌الشعرا بهار و سیداحمد کسروی از حوزه درس و سخنرانی‌های هرتسفلد آلمانی آموخته بود.»[۴]

 استاد رشید یاسمی ادبیات فارسی و عربی را همزمان از کودکی تا نوجوانی آموخت و مدت‌ها در محضر شادروان ملاعباسعلی کیوان قزوینی همراه با عده‌ای از فضلا همچون، عباس اقبال، ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی، کیوان سمیعی، عبدالله معظمی، خان‌ملک ساسانی، علی محمدشیبانی، شیخ‌اسد‌الله ایزدگسشب و… عرفان اسلامی را تحصیل کرد و بر کتاب معروف «عرفان‌نامه» اثر کیوان قزوینی مقدمه نوشته است.[۵]

 پرداختن به ابعاد علمی و آموزشی و فرهنگی شادروان رشید یاسمی در حوصله این مقال نیست. امید که عمر امانت وفا کند تا در این‌باره یادداشتی درخور فراهم آید. به یادنامه این بزرگ، نوشته‌ی «خط سوم نستعلیق» را تقدیم کرده‌ام و این مختصر به مناسبت انتشار یادنامه رشید یاسمی (سرو رشید) و فرارسیدن هیجدهم اردیبهشت، سالروز پرواز او به جهان باقی تقدیم گردید؛ زیرا رشید یاسمی به علت‌ها دیرتر از آنکه می‌باید، به استادی دانشگاه رسید. وی در ۱۳۱۲ش رتبه استادی گرفت و به تدریس تاریخ ایران بعد از اسلام مشغول شد.
در سال ۱۳۲۴ برای دومین‌بار به فرانسه رفت و پس از دو سال مطالعه در زبان و ادبیات، به میهن بازگشت. روز چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۳۲۷ در تالار دانشکده ادبیات می‌بایست در مورد «گوته و تأثیر حافظ در اندیشه وی» سخن می‌گفت. در ساعت شش با لحن گرم خود سخن آغاز کرد، لیکن این سخنرانی هرگز پایان نیافت، در میان شور مردم و در اوج سخنرانی، همه دیدند که زبانش به لکنت افتاد و سپس کلماتش نامفهوم شد، چند نفری به سوی او دویدند، لیکن رشید با یک سکته شدید فلج شده بود.
پس از آن دو سال زیست و پزشکان از هر نوع هیجان منعش کردند؛ اما او آدمی نبود که از مطالعه بازماند، هرچند نیمی از جسمش از کار بازمانده بود. او را برای معالجه به فرانسه فرستادند و دو سال در بیمارستان‌های این کشور با کمک دوستان فرانسوی استراحت کرد و سپس برای مدت یک ماه در شهر خوش آب و هوای «نیس» گذراند؛ اما چون کمیسیون ارز از تبدیل حقوقش به ارز دولتی مضایقه کرد، ناچار در حالی که اطمینان به مرگ خود یافته بود، به ایران بازگشت و در سپیده‌ سحر روز هیجدهم اردیبهشت ۱۳۳۰ چشم از جهان فرو بست و در تجریش، آرامگاه ظهیرالدوله در کنار بزرگان ادب فارسی به‌خاک سپرده شد.[۶]
یادش گرامی و نامش جاویدان. از استاد رشید یاسمی این آثار به یادگار مانده است:

 تألیفات

 ۱ـ آیین نگارش تاریخ، تهران، ۱۳۱۶
۲ـ احوال ابن یمین، کتابخانه شرق، ۱۳۰۴
۳ـ احوال سلمان ساوجی، کتابخانه شرق، (بدون تاریخ)
۴ـ ادبیات معاصر، (ذیل بر ترجمه، جلد چهارم تاریخ ادبی ایران، تألیف ادوارد براون)، چاپخانه روشنایی، ۱۳۱۶
۵ـ پرورش افکار به وسیله کلیات تاریخ
۶ـ تاریخ مختصر ایران، یک دوره، چاپ وزارت فرهنگ
۷ـ تاریخ ملل و نحل (از انتشارات مؤسسه وعظ و خطابه)
۸ـ قانون اخلاق، مؤسسه خاور، ۱۳۰۷
۹ـ کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او، تهران، شرکت چاپخانه تابان (بدون تاریخ)
۱۰ـ مشارکت در تدوین کتاب دستور زبان فارسی برای دبیرستان‌ها (سه‌ جلد) ـ معروف به «دستور پنج استاد».
۱۱ـ مشارکت در تدوین کتاب‌های «فارسی برای دبیرستان‌ها»(سه جلد)
۱۲ـ منتجات اشعار رشید یاسمی، تهران، مؤسسه خاور ۱۳۱۲

 تصحیح و تحشیه و انتخاب

 ۱ـ گزیده اشعار فرخی سیستانی، چاپ وزارت فرهنگ، ۱۳۱۹
۲ـ گزیده اشعار مسعود سعد سلمان، چاپ وزارت فرهنگ، ۱۳۱۹
۳ـ اندرزنامه اسدی طوسی، کتابخانه شرق، ۱۳۰۴
۴ـ دیوان محمدباقر میرزای خسروی کرمانشاهی، تهران، ۱۳۰۳
۵ـ دیوان مسعود سعد سلمان، تهران، کتابفروشی ادب، ۱۳۱۸
۶ـ دیوان هاتف اصفهانی، تهران، مؤسسه خاور،۱۳۰۷
۷ـ سلامان و ابسال جامی، تهران، کتابخانه شرق، ۱۳۰۶
۸ـ مقدمه بر دوبیتی‌های باباطاهر عریان، نشریه ارمغان، چاپ اول، ۱۳۰۶
۹ـ نامه فرهنگستان (سه سال) ۱۳۲۲ـ ۱۳۲۴
۱۰ـ نصایح فردوسی، تهران، مؤسسه خاور، ۱۳۰۶

 ترجمه

 ۱ـ آیین دوست‌یابی، دیل کارنگی، چاپ اول ۱۳۲۰، چاپ ششم۱۳۳۱
۲ـ آثار ایران، مجلد اول (از فرانسه)، گدار
۳ـ از قصر شیرین به طوس (از فرانسه)
۴ـ ایران در زمان ساسانیان، کریستنسن دانمارکی (از فرانسه)، تهران، ۱۳۱۷
۵ـ تئاتر انوش (ترجمه منظوم که چند بار در تهران نمایش شده، اما هنوز چاپ نشده است!)
۶ـ تاریخ ادبیات ایران (تألیف پروفسور براون انگلیسی) مجلد چهارم از آغاز عصر صفویه تا عصر حاضر، تهران، چاپ اول ۱۳۱۶، دوم ۱۳۲۹
۷ـ تاریخچه نادرشاه، مینورسکی (از انگلیسی) از نشریات کمیسیون معارف،۱۳۱۳
۸ـ تاریخ عمومی قرن هجدهم، آلبر ماله (از فرانسه) کمیسیون معارف، ۱۳۱۰
۹ـ چنگیزخان، هارلدلمب، از نشریات کمیسیون معارف،۱۳۱۳
۱۰ـ رساله‌های اندرز اوشز داناک، ارداویرافنامه، اندرزمارسپندان (از پهلوی) مجله مهر.
۱۱ـ رمان دیسیپل (شاگرد) پول بورژه، چاپ اول (پاورقی مجله، هفتگی نوبهار)
۱۲ـ رمان کنت دومونتگمری
۱۳ـ فلیسی، از کنتس دوسگور، چاپ ابن‌سینا
۱۴ـ کتاب دوستی(از امیل فاگه) هنوز چاپ نشده است.
۱۵ـ مقام ایران در تاریخ اسلام (از انگلیسی) مارگولیوث
۱۶ـ نصایح اپیکتتوس حکیم (از فرانسه)
و…


 پی‌نوشت‌ها:
۱ـ بر بلندای بیستون (یادنامه استاد یدالله بهزاد کرمانشاهی)، با مقدمه دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی و دکتر میرجلال‌الدین کزازی به خواستاری و اهتمام ناصر گلستان‌فر و دکتر ابراهیم رحیمی زنگنه انتشارات معین، تهران، ۱۳۹۴؛ فرزانه فرزند فردوسی، ارجنامه دکتر میرجلال‌الدین کزازی، به کوشش و خواستاری ناصر گلستان‌فر، دکتر ابراهیم رحیمی زنگنه. انتشارات معین، تهران، ۱۳۹۵
۲ـ رک. محمدعلی سلطانی، ایلات و طوایف کرمانشاهان، ج۲ و ۳، ص۳۱۹ به بعد.
۳ـ مجمل‌التواریخ و القصص، تصحیح ملک‌الشعراء بهار، دنیای کتاب، ۱۳۸۳، تهران، ص۳۹۹ و…
۴ـ دیوان رشید یاسمی، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۲، ص یازده و دوازده.
۵ـ عرفان‌نامه، ملاعباسعلی کیوان قزوینی، با مقدمه رشید یاسمی، تهران، ۱۳۰۹٫
۶ـ محمدعلی سلطانی، حدیقه سلطانی، ج۱، تهران، ۱۳۷۹، ص۲۶۷ـ ۲۶۸ مجله سپید و سیاه، سال دوازدهم، شماره جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۴۴

منبع: روزنامه اطلاعات

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد

حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه)

دیداری و شنیداری

حقوق / سلامت و جامعه

درس نامه

تماس با ما / پیوند ها